ترجمه "Fruition" به فارسی
تمتع, نتیجه, ثمره بهترین ترجمه های "Fruition" به فارسی هستند.
fruition
noun
دستور زبان
The fulfillment of something worked for. [..]
-
تمتع
nounNo, Jane, no: this world is not the scene of fruition;
نه، جین، نه؛ این دنیا جای تمتع و کامرانی نیست،
-
نتیجه
noun -
ثمره
Everything we have worked for is coming to fruition.
تمام تلاشي که کرديم داره ثمره ميده
-
ترجمه های کمتر
- پیامد
- محصول
- (لذت استفاده یا داشتن چیزی) بهره وری
- باز دهی
- میوه آوری
- پر باری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Fruition " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن