ترجمه "General" به فارسی

سالار، سردار، فرمانده، سپه سالار, ژنرال, عام بهترین ترجمه های "General" به فارسی هستند.

General noun دستور زبان

The military officer title [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سالار، سردار، فرمانده، سپه سالار

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " General " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

general adjective verb noun دستور زبان

Giving or consisting of only the most important aspects of something, ignoring minor details; indefinite. [from 16th c.] [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ژنرال

    noun

    military rank [..]

    And the general thinks you the finest girl in Bath.

    ژنرال فکر میکند شما بهترین دختر بث هستید.

  • عام

    adjective

    but in a power to make or do, not anything in general, but something in particular.

    بلکه توانایی انجام یا تولید کاری خاص و نه عام است.

  • عمومی

    Really, this general flight has been arranged to get all the old maids married off.

    قطعا این فرار عمومی برای این ترتیب داده شده است که تمام دختران پیر شوهر پیدا کنند.

  • ترجمه های کمتر

    • کلی
    • کل
    • همگانی
    • ارشد
    • عادی
    • تیمسار
    • اعم
    • سراسری
    • فراگیر
    • جامع
    • امیرارتش
    • قائد
    • (قدیمی) توده ی مردم
    • رئیس کل
    • عاری از ویژگی
    • عوام
    • عوام الناس
    • مربوط به همه
    • موجود در همه جا
    • همه جا گیر
    • همگان
    • ژنرال (که در ارتش آمریکا به درجات بالاتر از سرهنگ اطلاق می شود)

تصاویر با "General"

عباراتی شبیه به "General" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "General" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه