ترجمه "Go To" به فارسی
رفتن ترجمه "Go To" به فارسی است.
go to
verb
noun
دستور زبان
Used other than as an idiom: see go , to . [..]
-
رفتن
verbHe finally went through with his plan to go to Thailand.
بالاخره او نقشه خود را برای رفتن به تایلند عملی کرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Go To " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "Go To" با ترجمه به فارسی
-
(عامیانه - لباس یا رفتار یا سخن و غیره) در خور یکشنبه · ترگل ورگل · رسمی
-
برو به جهنم
-
میخوام بچه هام رو سال آینده به مدرسه بفرستم
-
ظرف اضافه
-
خواب رفتن
-
از خود بیخود شدن (از خوشی)
-
Alright, a new bot. How are we going to call it? Please choose a name for your bot.
-
سرعت کار کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن