ترجمه "Go through" به فارسی
عبور کردن, عبور کردن, از سر گذراندن، متحمل شدن بهترین ترجمه های "Go through" به فارسی هستند.
Go through
-
عبور کردن
VerbI was so softened and forgiving, going through the town
در موقع عبور کردن از شهر به قدری احساس محبت و صمیمیت در من تقویت شده بود
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Go through " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
go through
verb
دستور زبان
(obsolete) To execute or carry out. [..]
-
عبور کردن
VerbI was so softened and forgiving, going through the town
در موقع عبور کردن از شهر به قدری احساس محبت و صمیمیت در من تقویت شده بود
-
از سر گذراندن، متحمل شدن
-
انجام دادن
verb
-
ترجمه های کمتر
- به انجام رساندن
- به نتیجه رساندن
- تکميل کردن
- سپردن، پیمودن، طی کردن، مرور کردن
- پی گیری کردن
عباراتی شبیه به "Go through" با ترجمه به فارسی
-
سر به فلک گذاشتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن