ترجمه "Goat" به فارسی

بز, بز, boz بهترین ترجمه های "Goat" به فارسی هستند.

Goat proper noun

The eighth of the 12-year cycle of animals which appear in the Chinese zodiac related to the Chinese calendar. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بز

    noun

    The goat had been tethered to the fence.

    بز به حصار بسته شده است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Goat " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

goat verb noun دستور زبان

Any of various ruminant mammals, of the genus Capra , related to the sheep. A group of goats is referred to as a tribe or a herd. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بز

    noun

    animal [..]

    The goat had been tethered to the fence.

    بز به حصار بسته شده است.

  • boz

  • دلقک

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • (جانور شناسی) بز (از جنس Capra)
    • الت دست
    • بز کوهی (بومی کوه های راکی - آمریکا)
    • دست نشانده
    • رجوع شود به G(-5 scapegoat بزرگ - نجوم) برج جدی (دهیمن خانه ی زودیاک یا منطقه البروج)
    • مایه خنده
    • مرد حشری
    • مرد شهوتی
GOAT noun دستور زبان

A member of the "government of all the talents" proposed by British prime minister Gordon Brown. [..]

+ اضافه کردن

"GOAT" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای GOAT در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "Goat"

عباراتی شبیه به "Goat" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Goat" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه