ترجمه "Grand" به فارسی
بزرگ, باشکوه, برجسته بهترین ترجمه های "Grand" به فارسی هستند.
A commune in France
ترجمه خودکار " Grand " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
"Grand" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Grand در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
ترجمه با املای جایگزین
Of large size or extent; great; extensive; hence, relatively great; greatest; chief; principal; as, a grand mountain; a grand army; a grand mistake. [..]
-
بزرگ
adjectiveI keep seeing the same people for three days in a row, at grand central.
من مرتب همان مردم به مدت سه روز در یک ردیف ، در بزرگ مرکزی.
-
باشکوه
Yes, a beautiful sceptre and a grand palace.
آره يه سلطنت زيبا و يه کاخ باشکوه.
-
برجسته
adjectiveIs this the grand finale of the human experience?
آیا این عاقبت برجسته تجربۀ انسان است؟
-
ترجمه های کمتر
- هزار
- عظیم
- اعظم
- عالی
- مجلل
- والا
- عمده
- رفیع
- هزارتایی
- ترسناک
- تو
- ممتاز
- اصلی
- متعال
- بزرگوار
- نامدار
- ارجمند
- متکبر
- متظاهر
- متمایز
- (آمریکا - خودمانی) هزار دلار
- (حساب) کل
- (عامیانه) خیلی خوب
- با ابهت
- با کمال میل
- بسیار خوب
- تحمیل کننده
- خود بزرگ بین
- دارای اختیار
- هزار عدد
- پر جلوه
- پر سطوت
- یک هزار دلار
- یک هزار سال
تصاویر با "Grand"
عباراتی شبیه به "Grand" با ترجمه به فارسی
-
نام کانالی در شمال شرقی چین که 0061 کیلومتر طول دارد · کانال مرکزی شهر ونیز
-
(آمریکا) سد گراند کولی (بر رودخانه ی کلمبیا در ایالت واشنگتن - آمریکا)
-
خیاط زنانه اصلی
-
گراند تر (یکی از دو جزیره ی گوادالوپه در دریای کارائیب)
-
نظریه وحدت بزرگ
-
ترمینال گراند سنترال
-
اتومبیلدزدی بزرگ: وایس سیتی