ترجمه "Guideline" به فارسی

رهنمون, دستورالعمل, رهنمود بهترین ترجمه های "Guideline" به فارسی هستند.

Guideline
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رهنمون

    Show Putter & Guideline

    نمایش & رهنمون گلف‌

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Guideline " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

guideline noun دستور زبان

A non-specific rule or principle that provides direction to action or behaviour. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دستورالعمل

    There are certain content guidelines we'd like to discuss.

    یه سری دستورالعمل محتوایی خاص هست که ما مایل هستم راجع بهشون بحث کنیم.

  • رهنمود

    and to give guidelines. This Charter would not be a massive document.

    و به آنها رهنمود و راهكار ارائه بدهيم. اين منشور نياز ندارد كه يك مدرك مفصل باشد.

  • راهبرد

    noun

    The new guideline, issued by the Supreme People's Court, defines the criteria for convicting and sentencing offenders.

    این راهبرد که توسط دادگاه عالی مردم به تصویب رسیده معیارهای محکومیت و میزان محکومیت متخلفان را شرح داده است.

  • ترجمه های کمتر

    • رهبرد
    • شاقول
    • مهار
    • خط مشی
    • معیار عمل

تصاویر با "Guideline"

عباراتی شبیه به "Guideline" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Guideline" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه