ترجمه "Hail" به فارسی

تگرگ, درود, سلام بهترین ترجمه های "Hail" به فارسی هستند.

Hail

ترجمه خودکار " Hail " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
+ اضافه کردن

"Hail" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Hail در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

ترجمه با املای جایگزین

hail adjective verb noun interjection دستور زبان

Balls or pieces of ice falling as precipitation, often in connection with a thunderstorm. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تگرگ

    noun

    balls of ice [..]

    A heavy downpour of rain and hail fell, and thunder rumbled in the distance.

    رگبار شدیدی همراه با تگرگ درگرفت، و رعد در دوردست به غریدن آمد.

  • درود

    noun

    He hailed the upward movement of the world towards happiness.

    حرکت صعودی جهان را به سوی نظم و یقین درود میگفت.

  • سلام

    noun

    or however sociably with one or another of the storekeepers along Central Avenue who chose to hail him

    تو شهر به این بزرگی فقط مغازهدارهای خیابون مرکزی باهام سلام علیک میکنن.

  • ترجمه های کمتر

    • صدا زدن
    • سلام علیکم
    • شادباش
    • خاستن، زاده جائی بودن، از جائی آمدن، متولد جائی بودن، از جا یا چیزی نشأت گرفتن
    • صلا دادن
    • شخکاسه
    • شهنگانه
    • گرامیداشت
    • فراخواندن
    • خواندن
    • (از روی قدرشناسی یا تهنیت) نامیدن
    • (با شادی یا تحسین) درود گفتن
    • (با: on یا upon) باریدن (بر سر کسی)
    • (مجازی) هر چیز تگرگ مانند
    • ادای احترام کردن
    • اعلام کردن
    • تگرگ باریدن
    • خوش آمد گفتن
    • سلام کردن
    • طوفان تگرگ
    • ندا دادن
    • گرامی داشتن

تصاویر با "Hail"

عباراتی شبیه به "Hail" با ترجمه به فارسی

  • درود بر مریم مقدس
  • (نیایش مسیحی) سلام بر مریم · درود بر مریم
  • (قدیمی - خودمانی) کتک حسابی · سرزنش شدید
  • كنترل تگرگ
  • ندا دادن، صلا دادن، تهنیت گفتن
  • (قدیمی) سلام بر تو! · درود! · یا ا
  • خسارت تگرگ
  • ندا دادن، صلا دادن، تهنیت گفتن
اضافه کردن

ترجمه های "Hail" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه