ترجمه "Headliner" به فارسی
هنرپیشه یا هنرمندی که درباره اش بسیار تبلیغ شده است ترجمه "Headliner" به فارسی است.
headliner
noun
دستور زبان
The headlining band or performer at a concert; the best-known and first billed band, often performing as the final act of the evening. [..]
-
هنرپیشه یا هنرمندی که درباره اش بسیار تبلیغ شده است
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Headliner " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "Headliner" با ترجمه به فارسی
-
(اخبار رادیو و غیره) خبرمهم · (برای هنرمند یا بازیگر) تبلیغ کردن · (به مقاله و غیره) عنوان دادن · (روزنامه و غیره) عنوان مقاله · اهم اخبار · تیتر · تیتر تعیین کردن · تیتر یک · سرخط خبر · سرصفحه · سرصفحه ی کتاب (که شماره ی صفحه و غیره را ذکر می کند) · شناساندن · عنوان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن