ترجمه "Helix" به فارسی

هلیکس, پیچه, مارپیچ بهترین ترجمه های "Helix" به فارسی هستند.

Helix noun

type genus of the family Helicidae

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • هلیکس

    You're accepting the invitation to join Helix.

    تو دعوت ورود به هلیکس رو قبول می کنی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Helix " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

helix noun دستور زبان

(mathematics) A curve on the surface of a cylinder or cone such that its angle to a plane perpendicular to the axis is constant; the three-dimensional curve seen in a screw or a spiral staircase. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پیچه

    noun

    curve [..]

  • مارپیچ

    noun

    So Wilkins said he thought it was the helix.

    ویلکینز معتقد بود که ملکول باید به شکل مارپیچ باشد.

  • حلزونی

  • ترجمه های کمتر

    • (جانورشناسی) حلزون خوراکی (جنس Helix - از شکم پایان زمین زی به ویژه نوع اروپایی آن : Helix pomatia)
    • (معماری) طرح مارپیچ
    • (کالبدشناسی) بخش حلزونی لاله ی گوش
    • آذین پیچه ای (مانند نقش های مارپیچ روی برخی ستون ها)
    • بخش خمیده ی حاشیه ی گوش
    • هلیکس (سرده)
    • پیچه ی گوش

تصاویر با "Helix"

عباراتی شبیه به "Helix" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Helix" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه