ترجمه "Horse" به فارسی
اسب, اسب, اسبی بهترین ترجمه های "Horse" به فارسی هستند.
The seventh of the 12-year cycle of animals which appear in the Chinese zodiac related to the Chinese calendar. [..]
-
اسب
nounOne does not look a gift horse in the mouth.
اسب پیشکشی را به دندانش نگاه نمی کنند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Horse " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A hoofed mammal (scientific name Equus caballus). [..]
-
اسب
nounmembers of the species Equus ferus [..]
One does not look a gift horse in the mouth.
اسب پیشکشی را به دندانش نگاه نمی کنند.
-
اسبی
adjectiveThe horse that fell was strained in the left shoulder.
اسبی که بر زمین افتاده بود شانه چپش در رفت.
-
سواره
They were in all not above twenty five thousand foot, and six thousand horse.
آن سپاه روی هم رفته بیش از بیست هزار پیاده و شش هزار سواره نبود.
-
ترجمه های کمتر
- نریان
- بزرگ
- توسن
- درشت
- باره
- خرک
- اسپ
- سمند
- فرس
- کوتال
- گشب
- دلاور
- شوالیه
- زمخت
- (انگلیس) سواره نظام 3
- (با فشار) به جلو راندن
- (جانور شناسی) اسب (Equus caballus)
- (خودمانی - معمولا با :around) شوخی خرکی کردن
- (خودمانی) رجوع شود به horsepower 0
- (خودمانی) هروئین 1
- (دوستانه یا توهین آمیز)مرد
- (شطرنج) اسب
- (عامیانه) فشار دادن
- (عامیانه)رجوع شود به racehorse
- (ژیمناستیک) خرک 2
- (کان شناسی - لایه ی خاک یا سنگ در درون رگه ی زغالسنگ یا سنگ فلز) کان خرک 4
- اسب اخته
- اسب بستن (به گاری و غیره) 5
- اسب دادن به
- اسب سواری کردن 9
- اسب نر
- رجوع شود به clothes-horse
- رجوع شود به sawhorse
- سوار اسب کردن
- سوار بر اسب 1
- سواره نظام
- شلاق زدن 6
- نره خر بازی درآوردن 8
- هر چیز اسب مانند (برای سواری)
- هل دادن 7
- وابسته به اسب 0
A poker variant consisting of five different poker variants, with the rules changing from one variant to the next after every hand. [..]
"HORSE" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای HORSE در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "Horse"
عباراتی شبیه به "Horse" با ترجمه به فارسی
-
اسب کالسکه
-
اسبهای بارکش
-
اسبهای بارکش
-
خرمگس