ترجمه "Household" به فارسی

خانوار, خانواده, خاندان بهترین ترجمه های "Household" به فارسی هستند.

Household
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خانوار

    so, enough to power probably five United States households

    بنابراین، شاید برق کافی برای پنج خانوار آمریکایی با بادبادکی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Household " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

household adjective noun دستور زبان

Collectively, all the persons who live in a given house; a family including attendants, servants etc.; a domestic or family establishment. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خانواده

    noun

    Aunt Gillenormand peacefully led that life aside which sufficed for her, beside the new household.

    خاله ژیو نورمان بیسروصدا در مجاورت این خانواده جدید با عزلتی که فطریش بود و کفایتش میکرد میزیست.

  • خاندان

    noun

    Of my household I may find some that it seems good to me to send.'

    از خاندان خود کسی را خواهم یافت که برای اعزام مناسب باشد.

  • خانگی

    noun

    even in bed, because he seemed to be full of such serene household joy then.

    چپق بکشد ولو در رختخواب، چون در آن لحظه کویکوئگ در آرامش و صفای نشاط خانگی غوطهور بود.

  • ترجمه های کمتر

    • خانوار
    • اهل بیت
    • یگناخ
    • آشنا
    • روزمره
    • همیشگی
    • معمولی
    • بروال
    • عادی
    • اهل خانه
    • مستخدمین خانه
    • وابسته به منزل و اداره ی آن

عباراتی شبیه به "Household" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Household" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه