ترجمه "Hydra" به فارسی

هیدرا, هیدرا, (اسطوره ی یونان) هیدرا (مار نه سر که هرکول آن را کشت) بهترین ترجمه های "Hydra" به فارسی هستند.

Hydra proper noun دستور زبان

(Greek mythology) A mythological serpent with seven heads, slain by Hercules as one of his twelve labours. Also called the Lernaean Hydra. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • هیدرا

    one of Pluto's moons

    Hydra's been searching for the thing on that planet for centuries.

    هیدرا شده است برای چیزی که در آن سیاره برای قرن جستجو.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Hydra " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

hydra noun دستور زبان

Any of several small freshwater polyps of the genus Hydra and related genera, having a naked cylindrical body and an oral opening surrounded by tentacles. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • هیدرا

    Hydra's been searching for the thing on that planet for centuries.

    هیدرا شده است برای چیزی که در آن سیاره برای قرن جستجو.

  • (اسطوره ی یونان) هیدرا (مار نه سر که هرکول آن را کشت)

  • (جانور شناسی) پرپای

  • ترجمه های کمتر

    • (نجوم) استارگان (مجمع الکواکب)
    • الشجاع H( -3 کوچک) بدی فزایند
    • بلایی که عوامل مختلف دارد و به آسانی از بین نمی رود
    • کیسه تن (تیره ی Hydridae)

تصاویر با "Hydra"

اضافه کردن

ترجمه های "Hydra" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه