ترجمه "INTREPID" به فارسی
شجاع, نترس, بی پروا بهترین ترجمه های "INTREPID" به فارسی هستند.
intrepid
adjective
دستور زبان
Fearless; bold; brave. [..]
-
شجاع
adjectiveNo doubt my intrepid brother is already close behind.
شک ندارم که برادر شجاع من الان در تعقيب ماست
-
نترس
adjectiveI believe you misplaced one of those to an intrepid young dragoon.
من معتقدم که تو يکي از اون اژدها هاي جوون نترس رو سر جاي خودش ننشوندي.
-
بی پروا
adjective
-
ترجمه های کمتر
- جسور
- دلاور
- گرد
- دلیر
- نیو
- کنداور
- با جرات
- بزن بهادر
- بی باک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " INTREPID " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "INTREPID" با ترجمه به فارسی
-
بی باکی · بی پروایی · تهور · دلیری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن