ترجمه "Icelandic" به فارسی

ایسلندی, ايسلندى, ایسلندی بهترین ترجمه های "Icelandic" به فارسی هستند.

Icelandic adjective proper noun دستور زبان

A North Germanic language, the national tongue of Iceland. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ایسلندی

    proper adjective

    of or relating to Iceland [..]

    Guy had the market cornered on the ancient icelandic folk scene.

    طرف فروشنده موسیقی سنتی ایسلندی ها بود

  • ايسلندى

    A North Germanic language spoken mainly in Iceland.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Icelandic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

icelandic
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ایسلندی

    proper

    Guy had the market cornered on the ancient icelandic folk scene.

    طرف فروشنده موسیقی سنتی ایسلندی ها بود

  • زبان ایسلندی

  • وابسته به کشور ایسلند و مردم و فرهنگ آن

عباراتی شبیه به "Icelandic" با ترجمه به فارسی

  • ادبیات ایسلندی
  • ایسلند · جزیره ی ایسلند · کشور ایسلند (پایتخت آن : رکیاویک)
  • ایسلند · جمهوري ايسلند
  • ایسلند · جمهوري ايسلند
  • جمهوري ايسلند
  • ایسلاندی · ایسلندی : اهل جزیره Iceland در باختر کشور نروژ
  • (سنگ شناسی) اسپار ایسلندی (کلسیت فرانما و بی رنگ که در ساختن عدسی و منشور به کار می رود)
  • (گیاه شناسی) خشخاش قطبی (Papaver nudicaule) · شقایق ایسلندی
اضافه کردن

ترجمه های "Icelandic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه