ترجمه "Income" به فارسی

درآمد, درآمد, عایدی بهترین ترجمه های "Income" به فارسی هستند.

Income
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • درآمد

    Income has gone up for a majority of the world's population,

    درآمد اکثر جمعیت دنیا، افزایش یافته،

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Income " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

income noun دستور زبان

(obsolete) A coming in; arrival; entrance; introduction. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • درآمد

    noun

    Payment received for goods or services or coming from other sources as for instance, investments. [..]

    We need to seriously consider a universal basic income.

    به شدت نیازمند ایجاد درآمد پایه جهانی هستیم.

  • عایدی

    noun

    He will have a very pretty income to make ducks and drakes with, and earned without much trouble.

    عایدی خیلی خوبی خواهـد داشت و غاز و اردکش تامین خواهد شد. دردسر چندانی هـم نخواهد کشید.

  • دخل

    noun

    By moderation and economy, and bringing down your wants to your income, and all that.

    با میانهروی و قناعت و تنظیم دخل و خرج به هدفتان میرسید.

  • ترجمه های کمتر

    • درامد
    • مداخل
    • جریان
    • کاربهر
    • (قدیمی) دخول

عباراتی شبیه به "Income" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Income" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه