ترجمه "Islamic" به فارسی
اسلامی, ʾeslāmī, ʾislāmī, اسلامی بهترین ترجمه های "Islamic" به فارسی هستند.
Islamic
adjective
noun
دستور زبان
Of, pertaining to, originating in, characteristic of, or deriving from Islam. [..]
-
اسلامی
adjectiveAdjectival form of Islam
Islamic nation forbids adoption because I'm saying that.
ملت اسلامی مسأله ی پسرخوندگی رو ممنوع کرد چون من گفتم.
-
ʾeslāmī, ʾislāmī
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Islamic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
islamic
-
اسلامی
adjectiveIslamic nation forbids adoption because I'm saying that.
ملت اسلامی مسأله ی پسرخوندگی رو ممنوع کرد چون من گفتم.
عباراتی شبیه به "Islamic" با ترجمه به فارسی
-
بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران
-
شوراهای اسلامی کار
-
جمهوری اسلامی ایران
-
جمهوري اسلامي موريتاني · موریتانی
-
کشورهای اسلامی
-
جبهه مشارکت ایران اسلامی
-
اسلام
-
نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران
اضافه کردن مثال
اضافه کردن