ترجمه "Italian" به فارسی

ایتالیایی, ايتاليايى, aatalaaaa بهترین ترجمه های "Italian" به فارسی هستند.

Italian adjective noun proper دستور زبان

Pertaining to Italy, its people or its language. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ایتالیایی

    adjective noun proper

    language [..]

    That day the Italian had lunch with them.

    آن روز ظهر، آن مرد ایتالیایی نهار را با آنها خورد.

  • ايتاليايى

    A Romance language spoken primarily in Italy.

  • aatalaaaa

    proper
  • ترجمه های کمتر

    • ايتاليايی
    • زبان ایتالیایی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Italian " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

italian
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ایتالیایی

    proper

    That day the Italian had lunch with them.

    آن روز ظهر، آن مرد ایتالیایی نهار را با آنها خورد.

  • اهل ایتالیا

    and Major Cavalcanti, who is an Italian, will tell you the name of the other

    و این هم ماژور کاو الکانتی است از اهل ایتالیا که اسم دیگری را بیان خواهد کرد.

  • زبان ایتالیایی (یکی از زبان های رومانس که از لاتین آمده است)

  • وابسته به ایتالیا و مردم و زبان و فرهنگ آن

عباراتی شبیه به "Italian" با ترجمه به فارسی

  • (سگ) تازی ایتالیایی
  • (سابقا) سومالی ایتالیا (که بعدا با سومالی انگلیس یکی شد و تشکیل کشور سومالی کنونی را داد)
  • گنجشک ایتالیایی
  • ارزن آلماني · ارزن ايتاليايي · ارزن بوئري · ارزن دمروباهي · ارزن سيبريهاي · ارزن فرانسوي · ارزن مجارستاني · ارزنی ایتالیایی · ستاریا ایتالیکا · كتوكلوا ايتاليكا · پانيكوم ايتاليكوم · پانيكوم هيسپانيكوم · گاورس ایتالیایی
  • زبان ایتالیایی
  • زبان ایتالیایی
  • حزب کمونیست ایتالیا
  • (سبک مبل سازی سده های 81 و 91 در ایتالیا که ویژگی آن خطوط راست و سادگی و کاربرد چوب میوه و ماهون بود) سبک شهرستانی ایتالیایی
اضافه کردن

ترجمه های "Italian" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه