ترجمه "Jack" به فارسی
جک, ملوان, بحر پیما بهترین ترجمه های "Jack" به فارسی هستند.
A male given name, also used as a pet form of John. [..]
-
جک
noun properpet name of John
Jack was laughed at by all the boys.
جک مورد خنده همه آن پسرها قرار گرفته بود.
-
ملوان
noun -
بحر پیما
noun -
تخته کف
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Jack " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A mechanical device used to raise and (temporarily) support a heavy object. [..]
-
جک
noun properdevice for raising and supporting a heavy object [..]
Jack was laughed at by all the boys.
جک مورد خنده همه آن پسرها قرار گرفته بود.
-
جك
You know I love you, jack, but most of your colleagues think you're a nut.
ميدوني من دوست دارم جك اما اكثر هم دوره اي هات فكر ميكنن تو ديوونه اي.
-
سرباز
nounyou guys, look! the one eyed jack follows me wherever i go
بچه ها نگاه! سرباز يه چشم هر جا!که ميرم منو نگاه ميکنه
-
ترجمه های کمتر
- مرد
- نوکر
- گنده
- نره
- گماشته
- ناوی
- فلوس
- عمله
- رند
- درشت
- (اتومبیل و غیره) جک
- (استرالیا) پاسبان
- (با جک) بلند کردن
- (با نور افکن یا مشعل) صید کردن
- (برق) پریز
- (جانور شناسی) نام کلی انواع ماهی های حاره ای و سیمین رنگ و استخوانی که دم دو شاخه ی آنها دراز و باریک است (از تیره ی Caranagidae) 9
- (در اصل) شاگرد خانه
- (در اصل) پسر
- (شکار) مشعل یا نوری که برای جلب صید به کار می رود 3
- (قدیمی - خودمانی) پول
- (معمولا با: up) جک زدن
- (میله ی چوبی که چکش را برای فرود آمدن بر سیم پیانو بلند می کند) خرک پیانو
- (نادر) ملوان
- (ورق بازی) سرباز (knave هم می گویند)
- (کشتیرانی) پرچم سینه ی کشتی 4
- آدم (برای تاکید به کار می رود)
- اردکماهی زرهپشت
- اسکن 1
- الاغ نر
- بالا بردن 6
- بزرگ 8
- بزرگ اندام
- جنس نر
- خر نر
- رجوع شود به Monterey Jack 2
- رجوع شود به applejack
- رجوع شود به bootjack1
- رجوع شود به jackfish 0
- رجوع شود به jackknife
- رجوع شود به jackpot
- رجوع شود به lumberjack 0
- رجوع شود به smokejack3
- رجوع شود به union jack 5
- مامور پلیس
- ماهي اسكاد
- ماهي ماكرل جك
- نره خر (jackass هم می گویند) 6
- نرک 7
- هر نوع خرک 5
- هر وسیله ی بلند کردن (در فواصل کم) 4
- پست و حقیر
- ژاک 2
تصاویر با "Jack"
عباراتی شبیه به "Jack" با ترجمه به فارسی
-
پنیر مونتری (نیمه سخت و زردفام و با مزه ی ملایم)
-
بشم · بشمه · سرما ریزه · هوای سرد · یخبندان
-
رجوع شود به canada jay
-
(با فعل مفرد- بازی کردن : در حین جهاندن توپ به بالا وپایین چیزی را از زمین بر می دارند مثلا چند ریگ را) بازی جکز
-
بزرگ · بزرگ و محکم · سترگ [jackboot] · شخص [jack-in-the-box] · نر · نره · نرک [jackass] · پسر · پسرک · گنده
-
(گیاه شناسی) باقلای هندی (Canavalia ensiformis گیاه حاره ای از خانواده ی pea که درجنوب ایالات متحده برای خوراک دام و غیره کشت می شود) · باقلاهاي هندي
-
جک لمون
-
(گیاه شناسی) کاج بانکسی یانا (Pinus banksiana که برگ های سوزنی کوتاه دارد و بومی کانادا و شمال ایالات متحده است) · پینوس بانکزیانا