ترجمه "Japan" به فارسی
ژاپن, jeapen, Žâpon بهترین ترجمه های "Japan" به فارسی هستند.
Japan
proper
noun
دستور زبان
An island nation in the Pacific Ocean, located the east of China, Korea and Russia. [..]
-
ژاپن
properA Far East country in Asia [..]
Tom first came to Japan when he was three years old.
تام اولین بار وقتی سه ساله بود، به ژاپن آمد.
-
jeapen
proper -
Žâpon
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Japan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
japan
verb
noun
دستور زبان
A hard black enamel varnish containing asphalt. [..]
-
ژاپن
proper noungeographic terms (country level)
Tom first came to Japan when he was three years old.
تام اولین بار وقتی سه ساله بود، به ژاپن آمد.
-
کیوشو
-
هانشو
-
ترجمه های کمتر
- آبگونه ای که برای خشک کردن رنگ به کار می رود (Japan drier هم می گویند)
- با لاک ژاپنی جلادادن
- جلا دادن
- دریای ژاپن (شاخه ای از اقیانوس آرام میان ژاپن و آسیا: Sea of Japan)
- شی کوکو و آبخست های کوچکتر)
- لاک والکل (براق)
- لاک ژاپنی
- کشور ژاپن (پایتخت : توکیو - 313273 کیلومتر مربع - متشکل از جزایر: هوکایدو
تصاویر با "Japan"
عباراتی شبیه به "Japan" با ترجمه به فارسی
-
موم ژاپنی (ماده ی روغنی و سپید فامی که از میوه ی چند نوع سماق آسیایی گرفته می شود و در جلا کاری و غیره کاربرد دارد)
-
دریای ژاپن
-
جامعه علمی ایرانیان در ژاپن
-
تقسیمات کشوری ژاپن
-
ژاپن
-
دریای ژاپن
-
زانتوگزیلوم پیپریتوم · فلفل ژاپنی
-
(گیاه شناسی) شبدر ژاپنی (Lespedeza striata از خانواده ی pea که در جنوب غربی ایالات متحده به عنوان علوفه کشت می شود) · شبدر ژاپني · لسپدزا استریاتا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن