ترجمه "Jewel" به فارسی

جوئل, گوهر, زیور بهترین ترجمه های "Jewel" به فارسی هستند.

Jewel proper دستور زبان

A female given name from the noun jewel, used since the end of the 19th century. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جوئل

    Jewel (singer)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Jewel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

jewel verb noun دستور زبان

A precious or semi-precious stone; gem, gemstone. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گوهر

    noun

    gemstone

    And with Sondra as thecentral or crowning jewel to so much sudden and such Aladdin likesplendor.

    سوندرا را بگو که آن وقت چون گوهر شاهواری بر تارک این شکوه علاء الدینوار مینشست.

  • زیور

    valuable object for ornamentation

  • جواهر

    noun

    The unsubtle reminder in Aro's note interested me more than the jewel.

    یادآوری ظرافتی که در یادداشت آ رو وجود داشت توجه مرا بیشتر از جواهر جلب کرد.

  • ترجمه های کمتر

    • پیرایه
    • (انسان یا چیز) پرارزش
    • (ساعت) سنگ
    • (گردنبند یا انگشتر یا دستبند دارای سنگ های بهادار یا طلا و نقره و غیره) جواهر
    • جواهر نشان کردن
    • سنگ گرانبها
    • سنگ گرانبها (gem هم می گویند)
    • عزیز و خوب
    • گوهر آذین کردن

تصاویر با "Jewel"

عباراتی شبیه به "Jewel" با ترجمه به فارسی

  • درج
  • جواهر ساز · جواهر فروش · جواهری · ساعت ساز · ساعت فروش · گوهر آما
  • جواهر
  • جواهر فروش · جواهرساز · جواهرفروش · جواهری · ساعت فروش · گوهرساز · گوهرفروش · گوهری
  • جعبه کوچک
  • جواهرماهی
  • همه جواهرات سلطنتی
اضافه کردن

ترجمه های "Jewel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه