ترجمه "Jewish" به فارسی
یهودی, یهودی, یهودیت بهترین ترجمه های "Jewish" به فارسی هستند.
Jewish
adjective
proper
دستور زبان
Being a Jew, or relating to Jews, their religion or their culture. [..]
-
یهودی
adjectiveof or relating to a Jew or Jews, their ethnicity, religion or culture [..]
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Jewish " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
jewish
-
یهودی
noun -
یهودیت
noun" Anti-Jewish decrees followed in quick succession.
ضد یهودیت طی یک سری سلسله مراتب سریع کاهش یافت
-
کلیمی
adjective noun
-
ترجمه های کمتر
- جهود
- (عامیانه) رجوع شود به Yiddish
- وابسته به جهودان و مذهب یهود
عباراتی شبیه به "Jewish" با ترجمه به فارسی
-
آژانس یهود
-
ضد یهود (رجوع شود به antisemitic)
-
تقویم جهودی (تقویم قمری - از 1673 پیش از میلاد که فکر می کردند سال خلقت جهان است آغاز می شود) · سالنمای یهود
-
استان خودمختار یهودی
-
یهودی هستم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن