ترجمه "Jordan" به فارسی
اردن, Ordon, بزرگراه آفریقا بهترین ترجمه های "Jordan" به فارسی هستند.
Jordan
proper
noun
دستور زبان
A country in the Middle East. Official name: Hashemite Kingdom of Jordan. [..]
-
اردن
propercountry [..]
His difficulty lay with his eastern flank, the right, which to day rested on Jordan.
او اظهار داشت که گرفتاریها و مشکلاتش در جبهه شرقی اردن است
-
Ordon
-
بزرگراه آفریقا
Jordan, Tehran
-
پادشاه هاشمی اردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Jordan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
jordan
noun
دستور زبان
A vessel resembling a retort bulb or Florence flask with a truncated neck and flared mouth, used by medieval doctors and alchemists. [..]
-
اردن
propergeographic terms (country level)
His difficulty lay with his eastern flank, the right, which to day rested on Jordan.
او اظهار داشت که گرفتاریها و مشکلاتش در جبهه شرقی اردن است
-
رود اردن (که از کوه های لبنان سرچشمه گرفته به دریای مرده می ریزد)
-
کشور اردن (پایتخت : عمان - 05609 کیلومترمربع)
تصاویر با "Jordan"
عباراتی شبیه به "Jordan" با ترجمه به فارسی
-
ملک عبدالله دوم
-
ساموئل مارتین جردن
-
پادشاه هاشمی اردن
-
السلام الملکی الاردنی
-
مایکل جردن
-
رودخانه اردن
-
طلال ابن عبدالله
-
بادام اردنی (نوعی بادام درشت) · مسقطی بادام دار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن