ترجمه "Knowledge" به فارسی
دانش, دانش, اطلاع بهترین ترجمه های "Knowledge" به فارسی هستند.
A course of study which must be completed by prospective London taxi drivers; consists of 320 routes through central London and many significant places. [..]
-
دانش
nounHuman knowledge is limited.
دانش انسان محدود است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Knowledge " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
(obsolete) Acknowledgement. [14th-16th c.] [..]
-
دانش
nountotal of what is known, product of learning [..]
Human knowledge is limited.
دانش انسان محدود است.
-
اطلاع
awareness, state of having been informed
I was deeply ashamed to have witnessed so intimate a scene without my friend's knowledge.
خیلی شرمنده بودم که بدون اطلاع دوستم صحنهای تا آن حد خصوصی را دیده بودم.
-
معرفت
nounfact of knowing about something; understanding, familiarity with information
Still, human knowledge has not made life secure and happy for most people.
با وجود این، معرفت بشری امنیت و سعادت را برای وی به ارمغان نیاورده است.
-
ترجمه های کمتر
- علم
- آگاهی
- شناخت
- هشیاری
- اطلاعات
- معلومات
- دانستن
- وقوف
- حکمت
- فهم
- ادراک
- شناسایی
- خبر
- دریافت
- اندریافت
- اگاهي
- (قدیمی) هم خوابگی
- جماع (carnal knowledge هم می گویند)
تصاویر با "Knowledge"
عباراتی شبیه به "Knowledge" با ترجمه به فارسی
-
دانش ضمنی
-
دانش فنی؛ مهارت فنی؛ مهارت
-
اقتصاد دانش بنیان
-
پایگاه دانش
-
مدیریت دانش شخصی
-
پایگاه دانش
-
سازماندهی دانش
-
دانش کاری