ترجمه "Language" به فارسی

زبان, زبان, زَبان بهترین ترجمه های "Language" به فارسی هستند.

Language

A content descriptor developed by the Entertainment Software Rating Board (ESRB).

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زبان

    noun

    In spite of the language difficulty, we soon became friends.

    علیرغم دشواری زبان، خیلی زود با هم دوست شدیم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Language " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

language verb noun دستور زبان

(countable) A form of communication using words either spoken or gestured with the hands and structured with grammar, often with a writing system. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زبان

    noun

    body of words used as a form of communication [..]

    In spite of the language difficulty, we soon became friends.

    علیرغم دشواری زبان، خیلی زود با هم دوست شدیم.

  • زَبان

  • انگلیسی

    noun

    In the San Francisco, California, area, where I lived, there were seven nonnative language units.

    در سانفرانسیسکو، کالیفرنیا،جائی که زندگی میکردم، هفت واحد با زبانهای گوناگون غیر انگلیسی وجود داشت.

  • ترجمه های کمتر

    • سخنگویی
    • لسان
    • گویش
    • هزوان
    • غزلی
    • رجوع شود به linguistics
    • زبان گروهی
    • طرز تکلم
    • مجموعه لغات
    • واژگان
    • وسیله ی تبادل اندیشه یا خبر و غیره
    • ویژه هزوان

عباراتی شبیه به "Language" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Language" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه