ترجمه "Law" به فارسی
قانون, قانون, حقوق بهترین ترجمه های "Law" به فارسی هستند.
A patronymic surname. [..]
-
قانون
nounIf you can't get a lawyer who knows the law, get one who knows the judge.
اگر نمیتوانید وکیلی بگیرید که قانون را بشناسد، وکیلی بگیرید که قاضی را بشناسد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Law " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
(uncountable) The body of rules and standards issued by a government, or to be applied by courts and similar authorities. [..]
-
قانون
nounobserved physical behavior [..]
If you can't get a lawyer who knows the law, get one who knows the judge.
اگر نمیتوانید وکیلی بگیرید که قانون را بشناسد، وکیلی بگیرید که قاضی را بشناسد.
-
حقوق
nounحقوق (قانونی) [..]
International law is a branch of law.
حقوق بین الملل شاخه ای از حقوق است.
-
داد
nounwritten or understood rule
Carlisle had explained the laws about immortal children to Jacob last night.
شب گذشته کارل ایل در مورد کودکان نامیرا برای جیکوب توضیح داده بود.
-
ترجمه های کمتر
- شریعت
- شرع
- دادیک
- فقه
- بنداد
- ضابطه
- (اغلب : the) حرفه ی وکلا و قضات
- (الهیات) احکام الهی
- (انگلیس - مسابقات و بازی ها و غیره) فرجه
- (ریاضی و منطق) قاعده
- (عامیانه) عارض شدن
- آوانس 0
- اداره شهربانی
- اصول قانونی
- به دادگاه علیه کسی شکایت کردن
- حقوق (علم)
- حقوق الهی
- دادگاه پلیس
- دستگاه دادگستری
- دعوی حقوقی کردن
- علم حقوق
- قانون علمی یا طبیعی
- قانون و دادگاه
- قوانین الهی و دینی
- محاکم عدالت
- نیروی انتظامی
- نیروی پلیس
- هر اصلی که پیروی از آن بهتر است
عباراتی شبیه به "Law" با ترجمه به فارسی
-
قانون حق داشتن کار
-
(انگلیس) قانون منع واردات غله (که در سال 6481 ملغی شد)