ترجمه "Layout" به فارسی
استقرار, طرح, چیدمان بهترین ترجمه های "Layout" به فارسی هستند.
Layout
A tool that allows you to quickly draw one of a collection of layout panels (containers).
-
استقرار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Layout " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
layout
noun
دستور زبان
A structured arrangement of items within certain limits. [..]
-
طرح
nounGo see if the new art director has the layout ready.
برو ببین که دبیر بخش هنر طرح بندی رو آماده کرده.
-
چیدمان
nounIn programming, the order and sequence of input and output.
like right now, I'm seeing this layout of space around me
مثلاً همین الان، من دارم چیدمان فضای اطرافم را می بینم
-
رونگار
-
ترجمه های کمتر
- نمایه
- کارخانه
- طرحبندی
- لوازم
- بساط
- ابزار
- (عامیانه) منزل
- (چاپ کتاب و روزنامه و پوستر) صفحه بندی
- آراستن و به معرض تماشا گذاری
- برگ آرایی
- صفحه آرایی
- عمل پهن کردن یا بیرون گذاشتن برای تماشای دیگران
- ماوا (به شرطی که بزرگ باشد)
- نقشه ی اولیه
- کارگاه بزرگ
عباراتی شبیه به "Layout" با ترجمه به فارسی
-
جدول چیدمان
-
خودروهای موتور جلو-محور عقب
-
استقرار ماشین آلات
-
سبک چیدمان
-
نحوه استقرار امکانات
-
جانمایی صفحهکلید · چیدمان صفحه کلید
-
صفحهآرایی · چیدمان صفحه
-
پیش نمایش چیدمان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن