ترجمه "Lens" به فارسی

لنس, جنس عدس, عدسی بهترین ترجمه های "Lens" به فارسی هستند.

Lens noun

genus of small erect or climbing herbs with pinnate leaves and small inconspicuous white flowers and small flattened pods: lentils

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • لنس

  • جنس عدس

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Lens " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

lens verb noun دستور زبان

An object, usually made of glass, that focuses or defocuses the light that passes through it. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • عدسی

    noun

    object focusing or defocusing the light passing through it [..]

    when first I saw the light flashing upon the lens.

    اولین بار که انعکاس نور را در آن عدسی دیدم

  • addasi

  • لنس

    taxonomic terms (plants)

  • ترجمه های کمتر

    • مرجو
    • (انواع اسباب هایی که برای متمرکز کردن امواج صدا یا میکرو ویو یا الکترون و غیره به کار می رود) همگراگر
    • (عامیانه) عکسبرداری کردن
    • (کالبد شناسی) عدسی چشم
    • فیلم برداری کردن
    • فیلم گرفتن از
    • چشم مرجو

تصاویر با "Lens"

عباراتی شبیه به "Lens" با ترجمه به فارسی

  • مقصود · هدف
  • عدسی دو دید
  • اروم لنس
  • (فیزیک - برخی دستگاه های نوری) عدسی راستا ساز · عدسی جبرانی · عدسی راستا ساز
  • مقصود · هدف
  • (مثلا در میکروسکپ الکترونیکی - میدان الکتریکی یا مغناطیسی که تنظیم آن موجب تمرکز یا انکسار پرتو الکترونیکی می شود) عدسی الکترونیکی · آراینده ی الکترونیکی
  • عدسک · عدسی بساو · عدسی مماس · لنز چشم
  • اروم لنس · دانه عدس · لنس اسكولنتا · لنس کولیناریس
اضافه کردن

ترجمه های "Lens" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه