ترجمه "Link" به فارسی

وصل کردن- پیوند دادن, پیوند, پیوستن بهترین ترجمه های "Link" به فارسی هستند.

Link proper

A diminutive of the male given name Lincoln

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • وصل کردن- پیوند دادن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Link " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

link verb noun دستور زبان

A connection between places, persons, events, or things. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پیوند

    noun verb

    to contain a hyperlink to another page [..]

    With Banba gone, you're our only link to the ways of magic.

    از وقتی که بانبا مرده، تو تنها پیوند مـا بـا دنیای جادو هستی.

  • پیوستن

    verb

    connect things

  • حلقه

    noun

    element of a chain

    Her arms were linked firmly around the driver's sunburned neck.

    دستهای دخترک محکم به دور مرد حلقه شده بود گردن آفتاب سوخته.

  • ترجمه های کمتر

    • لینک
    • اتصال
    • ارتباط
    • رابطه
    • مربوط ساختن
    • ربط
    • رابط
    • رشته
    • بستن
    • مشعل
    • سلسله
    • قطعه
    • دنويپ
    • زرفین
    • زفرین
    • همبندگر
    • چنبر
    • ملاقات
    • بند
    • (برق) سیم فیوز (که جریان شدید آنرا می سوزاند)
    • (جمع) علایق
    • (دستگاه) همرسان 0
    • (رادیو و تلویزیون - دستگاهی که صدا یا تصویر را از یک ایستگاه یا مرکز پراکنش به ایستگاه دیگر می فرستد) دستگاه همبند
    • (شیمی) رجوع شود به bond
    • (مانند زنجیر) به هم وصل کردن
    • (مجازی) پیوند
    • (مساحی) لینک (یکصدم زنجیر مساحی برابر با 29/7 اینچ یا 21/02 سانتی متر) (یکصدم زنجیر مهندسی برابر با یک فوت یا 840/3متر)
    • (مکانیک) میله ی اتصال
    • (میله ی کوتاهی که نیرو وحرکت را منتقل می کند) جنبانه
    • (هر چیزی که مانند حلقه ی زنجیر باشد) بخش
    • ارتباط دادن
    • به هم پیوستن
    • جفت کردن
    • حلقه ی زنجیر
    • دانه ی زنجیر
    • رابطه نامشروع
    • رجوع شود به cuff link
    • مرتبط کردن
    • همبند کردن
    • پیوند دادن
    • چراغ موشی

تصاویر با "Link"

عباراتی شبیه به "Link" با ترجمه به فارسی

  • لایه پیوند
  • لینکی که به صفحهای میشود، لینک ورودی به یک صفحه. اگر سایت Aبه سایت B لینک دهد، لینک از سایت A یک “بک لینک” برای سایت B است.
  • نوار پیوند
  • تبلیغ به صورت متن. به جای بنر یا تصویر، یک عبارت به آدرس مورد نظر لینک میشود.
  • آدرس کامل، مانند
  • مجموعهای از سایتهای غیر مرتبط که به هم لینک میدهند تا محبوبیت پیوندی همه آنها افزایش یابد.
  • (مکانیک - دنده ای که حرکت ماشین بخار را معکوس می کند) دنده ی وارو
  • حلقه مفقوده · حلقه ی مفقود (هر جزیی که برای کامل کردن کل لازم باشد)
اضافه کردن

ترجمه های "Link" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه