ترجمه "Lists" به فارسی
فهرستها, (قرون وسطی) نرده ی چوبی بلند دور محوطه ی مسابقه یا رزم سلحشوران, (مجازی) رزمگاه بهترین ترجمه های "Lists" به فارسی هستند.
Lists
The checkbox customers select to include their lists in the updates that they share about themselves. This text links to Spaces.
-
فهرستها
nounThe checkbox customers select to include their lists in the updates that they share about themselves. This text links to Spaces.
But according to these lists, they didn't know a thing about art.
اما از این فهرستها معلوم میشود که انها چیزی از هنر سرشان نمیشده.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Lists " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
lists
verb
noun
Plural form of list. [..]
-
(قرون وسطی) نرده ی چوبی بلند دور محوطه ی مسابقه یا رزم سلحشوران
-
(مجازی) رزمگاه
-
برخوردگاه
-
ترجمه های کمتر
- زمین مسابقه ی سلحشوران
- محل رقابت شدید
- محوطه ی هماوری رزمی
عباراتی شبیه به "Lists" با ترجمه به فارسی
-
قرار گرفتن در رتبههای عادی موتور جستجو. موتورهای جستجو سایتهای دیگری را در کنار نتایج عادی خود نشان می-دهند که برای آن هزینه دریافت میکنند. رتبههای عادی موتور جستجو را نمیتوان خرید!
-
(به یک سو) لمیدن · (بورس سهام) سهام یا اوراق بهادار را برای خرید و فروش در بورس پذیرفتن · (رنگ) راه · (فهرست وار) ذکر کردن · (قدیمی) · (قدیمی) گوش کردن (به) · (مهجور) نوار کردن · آرزو · باریکه (به ویژه یک باریکه پارچه) · به جا بودن · تراشه ی چوب (مانند چوب کبریت) · تمایل به یک سو · حاشیه ی پارچه (که قدری ضخیم تر است) · خواست · خواستن · در خور بودن · رجوع شود به list price · رجوع شود به listel · شخم زدن 1 · لمیدگی · مرز · مظنه کردن · میل کردن · کج شدگی · یک ور شدگی
-
فهرست نخستوزیران ایران پس از مشروطه
-
فهرست شیندلر
-
لیست PivotTable
-
فهرست روسای جمهور ترکیه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن