ترجمه "Long" به فارسی

طولانی, دراز, بلند بهترین ترجمه های "Long" به فارسی هستند.

Long proper

A surname. Originally a nickname for a tall man. [..]

ترجمه خودکار " Long " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
+ اضافه کردن

"Long" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Long در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

ترجمه با املای جایگزین

long adjective verb noun adverb دستور زبان

Having much distance from one terminating point on an object or an area to another terminating point (usually applies to horizontal dimensions; see Usage Notes below). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • طولانی

    adjective

    long duration [..]

    How do you like to relax and chill out at the end of a long working day?

    بعد از یک روز طولانی مدت کاری چطور دوست داری استراحت کنی?

  • دراز

    adjective

    having much distance from one point to another

    Ichiro sounded somehow upset but my long years of hanging out with him told me that it was out and out fake.

    ایچیرو کمی ناراحت به نظر میرسید، ولی بر اثر سالهای دراز آشنایی با او فهمیدم که همهاش تظاهر است.

  • بلند

    adjective

    In the leaden backdrop of the dawn, the horseman stands in silence, the long mane of his horse, disheveled by the wind.

    بر زمینه سربی صبح، سوار، خاموش ایستاده است و یال بلند اسب اش در باد پریشان می شود.

  • ترجمه های کمتر

    • دیرند
    • دیر زمان
    • کشیده
    • مفصل
    • طول
    • طویل
    • دیر
    • طولی
    • مدید
    • بزرگ
    • دیرین
    • دیرپای
    • گنده
    • آزگار
    • دوربرد
    • بعید
    • وافر
    • محکم
    • فراوان
    • بُلَند
    • دوررس
    • دیریاز
    • شنگیدن
    • پرطول
    • یازان
    • موکد
    • (آوا شناسی) واکه ی بلند
    • (از) درازا
    • (اندازه ی لباس) بلند
    • (بازرگانی) نگهداری سهام یا کالا به انتظار بالا رفتن قیمت ها 0
    • (جمع) شلوار بلند
    • (سخت) آرزو کردن
    • (عامیانه) دو آوایی (diphthongized) 1
    • (فهرست و غیره) پر نام
    • (قدیم) مناسب بودن
    • (معانی بیان) دراز آوا
    • از ته دل خواستن
    • از طول
    • بافشار 2
    • بلند (به معنی دراز)
    • به درازای
    • به طول
    • به مقدار زیاد
    • تا مدتی (یا مدت ها) بعد
    • خسته کننده
    • دراز (در برابر: کوتاه short)
    • دراز مدت
    • درازتر (یا طولانی تر) از حد معمول
    • درخور بودن
    • غنج زدن
    • مخفف : longitude
    • مدت طولانی
    • مناسب بودن
    • میل داشتن
    • ویر گرفتن
    • ویژه ی قد بلندها 4
    • پر جزئیات
    • پر کشیدن
    • پیش از وقت معینی 3
    • کشش دار

تصاویر با "Long"

عباراتی شبیه به "Long" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Long" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه