ترجمه "Macaroni" به فارسی
ماکارونی, ماکارونی, ماكاروني بهترین ترجمه های "Macaroni" به فارسی هستند.
Macaroni
-
ماکارونی
nounShe made macaroni cheese for the three of us.
واسه هر سه تامون ماکارونی و پنیر درست کرد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Macaroni " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
macaroni
noun
دستور زبان
(uncountable) A type of pasta in the form of short tubes. [..]
-
ماکارونی
nountype of pasta [..]
She made macaroni cheese for the three of us.
واسه هر سه تامون ماکارونی و پنیر درست کرد
-
ماكاروني
i could cook up some macaroni
ميتونم برات ماكاروني درست كنم
-
اسپاگتي
-
ترجمه های کمتر
- رشتهجات
- رشتهفرنگيها
- نیرشته
- (انگلیس - سده هجدهم) فکلی
- رشته فرنگی
- فرنگی ماب
تصاویر با "Macaroni"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن