ترجمه "Machinery" به فارسی

دستگاه, ماشین آلات, دستگاه بهترین ترجمه های "Machinery" به فارسی هستند.

Machinery
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دستگاه

    noun

    The fields are cultivated with horse ploughs while books are written by machinery.

    زمینها با گاوآهن شخم زده میشود، حال آنکه کتابها با دستگاه نوشته میشود.

  • ماشین آلات

    I could sell the animals, I'll sell some of the machinery.

    ، میتونم حیوانات. و ماشین آلات رو بفروشم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Machinery " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

machinery noun دستور زبان

The machines constituting a production apparatus, in a plant etc., collectively. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دستگاه

    noun

    The fields are cultivated with horse ploughs while books are written by machinery.

    زمینها با گاوآهن شخم زده میشود، حال آنکه کتابها با دستگاه نوشته میشود.

  • ماشينآلات

  • تجهیزات

  • ترجمه های کمتر

    • تاسيسات
    • ساختار
    • اسباب
    • ابزار
    • اندامگان
    • سازواره
    • بساط
    • سازمان
    • (ادبیات) هنر یا تمهید ادبی (مثلا وارد کردن عوامل ماورای طبیعی در داستان حماسی)
    • (تئاتر) ابزار صحنه آرایی و تاثیرافزایی
    • ادوات كشاورزي
    • دم و دستگاه
    • لوازم آشپزخانه
    • ماشین آلات
    • ماشین الات

عباراتی شبیه به "Machinery" با ترجمه به فارسی

  • دستگاه اداری
  • اتحاديههاي ماشينآلات · تعاونیهای ماشینآلات · سنديكاهاي ماشينآلات
  • تجهیزات کشاورزی · ماشينآلات كشاورزي
  • اتحاديههاي ماشينآلات · تعاونیهای ماشینآلات · سنديكاهاي ماشينآلات
  • صنعت ماشينآلات کشاورزی
  • اتحاديههاي ماشينآلات · تعاونیهای ماشینآلات · سنديكاهاي ماشينآلات
  • تجهیزات کشاورزی · صنعت ماشينآلات کشاورزی · صنعت ماشینآلات · ماشينآلات كشاورزي · ماشینآلات کشاورزی
  • ماشینآلات هیدرولیک
اضافه کردن

ترجمه های "Machinery" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه