ترجمه "Magnitude" به فارسی
مقدار و اندازه, قدر, حجم بهترین ترجمه های "Magnitude" به فارسی هستند.
Magnitude
-
مقدار و اندازه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Magnitude " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
magnitude
noun
دستور زبان
The absolute or relative size, extent or importance of something. [..]
-
قدر
nounapparent brighness of a star [..]
As soon as he arrived in Petersburg, people began to talk about him as a newly risen star of the first magnitude.
همین که این افسر به پترزبورگ وارد شد، مردم از او به عنوان ستارهی نوظهور قدر اولی شروع به گفتگو کردند.
-
حجم
noun -
اندازه
the magnitude of the problem before us becomes clear.
اندازه مشکلی که در برابرمان است مشخص میشود.
-
ترجمه های کمتر
- مقدار
- فروغ
- عظمت
- بزرگی
- میزان
- اهمیت
- رسایی
- سترگی
- مهستی
- کمیت
- کلانی
- درخشش
- هنگفتی
- والایی
- نفوذ
- (اندازه یا مقدار یا اهمیت) بزرگی
- (ریاضی) قدر
- (صدا) بلندی
- (مهجور) برجستگی شخصیت
- (نجوم - میزان درخشانی هر جرم سماوی) رخشش
- مقدار قابل سنجش
عباراتی شبیه به "Magnitude" با ترجمه به فارسی
-
مقیاس بزرگای گشتاوری
-
برآورد درجه ی بزرگی
-
بزرگی · قدر · مرتبه بزرگی
-
قدر ظاهری
-
(نجوم) اندازه ی مطلق · قدر مطلق · نورافشانی مطلق
-
حد قدر
-
مرتبه بزرگی (جرم)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن