ترجمه "Management" به فارسی

مدیریت, مدیریت, مديريت بهترین ترجمه های "Management" به فارسی هستند.

Management
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مدیریت

    noun

    He told himself that Chacko the client and Chacko the Management were two different people.

    به خودش میگفت چاک وی مشتری و چاک وی مدیریت دو فرد متفاوت هستند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Management " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

management noun دستور زبان

(uncountable, management) administration; the process or practice of managing. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مدیریت

    noun

    administration; the process or practice of managing [..]

    The courses included accounting, management, international trade and business administration.

    دروس شامل حسابداری، مدیریت اداری، بازرگانی بینالمللی و مدیریت بازرگانی بود.

  • مديريت

    Government, control, superintendence, physical or manual handling or guidance; act of managing by direction or regulation, or administration, as management of family, or of household, etc.(Source: BLACK)

    Was hoping you'd give me a shot at assistant managing like we discussed.

    اميدوار بودم که براي دستيار مديريت بودن يه فرصت بهم ميدي همونطور که پاييز گذشته حرف زديم.

  • ریاست

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • کنترل
    • سرپرستی
    • اِدارَت
    • مهار
    • مدریت
    • مهارگری
    • هرادا
    • واپاد
    • گردانندگان
    • اداره (کردن)
    • بازیهای مديريت
    • سامان گران
    • سامان گری
    • علوم مديريت
    • فنون مديريت
    • مديريت بازرگاني
    • مدیر (ان)
    • کارفرما (یان)

عباراتی شبیه به "Management" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Management" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه