ترجمه "Metamorphosis" به فارسی

دگردیسی, دگردیسی, دگرگونی بهترین ترجمه های "Metamorphosis" به فارسی هستند.

Metamorphosis
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دگردیسی

    دگردیسی (آلبوم هیلاری داف)

    she was undergoing a metamorphosis in which memory would not adjust itself to the stirring of new organs.

    وحشتزده میدید دستخوش گونهای دگردیسی میشود که در آن حافظهاش خود را با کار اعضاء جدید وفق نخواهد داد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Metamorphosis " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

metamorphosis noun دستور زبان

A transformation, such as that of magic or by sorcery [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دگردیسی

    profound change in body structure during the postembryonic development of an organism

    she was undergoing a metamorphosis in which memory would not adjust itself to the stirring of new organs.

    وحشتزده میدید دستخوش گونهای دگردیسی میشود که در آن حافظهاش خود را با کار اعضاء جدید وفق نخواهد داد.

  • دگرگونی

    noun

    the little ripple in his nose was a preparation for metamorphosis.

    چین کوچک روی بی نیش برای دگرگونی آماده بود.

  • مسخ

    Yes, it's the first sentence of Franz Kafka's "The Metamorphosis."

    بله، این نخستین جمله از مسخ فرانتس کافکاست.

  • ترجمه های کمتر

    • تغییر
    • ترادیسی
    • متابولیزم
    • متامورفوز
    • (اسطوره و غیره) دگرریختی (تغییر شکل در اثر جادو یا خواست خدایان)
    • (زی4ست شناسی) دگردیسی
    • (پزشکی - آسیب شناسی) دگردیسی بافت
    • تغییر شکل بافت
    • سوخت وساز

عباراتی شبیه به "Metamorphosis" با ترجمه به فارسی

  • (در دگرگونی های تخم حشره) دگردیسی کامل (شامل دوره های تخم ولیسه و شفیره یا نوچه و بلوغ)
  • مسخ
اضافه کردن

ترجمه های "Metamorphosis" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه