ترجمه "Mezzo" به فارسی
ملایم, تاحدی, میانه بهترین ترجمه های "Mezzo" به فارسی هستند.
mezzo
noun
دستور زبان
(music) mezzo-soprano [..]
-
ملایم
adjective -
تاحدی
-
میانه
-
ترجمه های کمتر
- (مخفف) mezzo-soprano
- (موسیقی)
- به طور ملایم
- رجوع شود به mezzotint
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Mezzo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "Mezzo" با ترجمه به فارسی
-
(مجسمه یا نقش که نصف آن برجسته است و نصف دیگر در زمینه محو است) تندیس نیم برجسته
-
(موسیقی - آواز) متزوسوپرانو (زنی که آوازش میان سوپرانو و کنترآلتو باشد) · مدزو سوپرانو · وابسته به متزوسوپرانو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن