ترجمه "Mg" به فارسی
منیزیم, مسلسل, سرلشکر بهترین ترجمه های "Mg" به فارسی هستند.
Mg
noun
a light silver-white ductile bivalent metallic element; in pure form it burns with brilliant white flame; occurs naturally only in combination (as in magnesite and dolomite and carnallite and spinel and olivine) [..]
-
منیزیم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Mg " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
mg
noun
one thousandth (1/1,000) gram
-
مسلسل
noun -
سرلشکر
-
مخفف : میلی گرم
MG
abbreviation
Minas Gerais, a state of Brazil. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"MG" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای MG در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن