ترجمه "Ministry" به فارسی
وزارتخانه, وزارت, وزارتخانه بهترین ترجمه های "Ministry" به فارسی هستند.
Ministry (government department)
-
وزارتخانه
At twelve hundred it was unexpectedly announced that all workers in the Ministry were free till tomorrow morning.
ساعت دوازدهی ظهر بهگونهای غیرمنتظره اعلام شد که تمام کارمندان وزارتخانه تا فردا صبح آزادند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Ministry " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Government department, at the administrative level normally headed by a minister (or equivalent rank, e.g. secretary of state), who holds it as portfolio, especially in a constitutional monarchy [..]
-
وزارت
nounspecialized organization responsible for a sector of government public administration
How about a little something from the weapons ministry vault in Tehran?
يه چيز کوچولو از وزارت دفاع ايران در تهران چطوره ؟
-
وزارتخانه
nounwho held one of the most important positions in the ministry to whose department the Moscow office belonged.
که در وزارتخانه ای که این دادگاه به آن وابسته بود، یکی از مهمترین مشاغل را داشت.
-
روحانیون
was an old man hardened by the ingratitude of his ministry.
از آن گونه روحانیونی بود که در اثر بیمهری روحانیون دیگر سرد و گرم روزگار را چشیده و پخته شده بود.
-
ترجمه های کمتر
- تیمارگری
- پایمردی
- معاضدت
- تیمار
- کشیشی
- پرستاری
- (به طور کلی) کشیشان
- دوران خدمت یا اختیارات و غیره ی کشیش
عباراتی شبیه به "Ministry" با ترجمه به فارسی
-
وزارت دفاع
-
وزارت امور خارجه
-
وزارت مسکن
-
وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران
-
وزارت فرهنگ و آموزش عالی
-
وزارت امور اقتصادی و دارایی
-
وزارت بهداری و بهزیستی
-
وزارت راه و ترابری