ترجمه "Modulation" به فارسی

مدولاسیون, مدولاسیون, تنظیم بهترین ترجمه های "Modulation" به فارسی هستند.

Modulation
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مدولاسیون

    It just has to worry about this high-level modulation,

    مغز تنها لازم است نگران مدولاسیون سطح بالا باشد،

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Modulation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

modulation noun دستور زبان

The process of applying a signal to a carrier, modulating. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مدولاسیون

    in electronics and telecommunications

    It just has to worry about this high-level modulation,

    مغز تنها لازم است نگران مدولاسیون سطح بالا باشد،

  • تنظیم

    She said nothing, but used her hands to modulate Mammachi's fury, to stoke it anew.

    چیزی نمیگفت اما از دستهایش برای تنظیم خشم ما ماچی و دامن زدن به آتشش استفاده میکرد.

  • وهیرش

  • ترجمه های کمتر

    • (رادیو) دگرش بسامد یا دامنه و غیره
    • (موسیقی) تغییر کلید
    • از یک کلید به کلید دیگر رفتن
    • سامان بخشی
    • پیمانه بندی

عباراتی شبیه به "Modulation" با ترجمه به فارسی

  • سیمکارت
  • (رادیو) بسامد یا دامنه و غیره را تغییر دادن · (صدا را) کم کردن · (موسیقی) به کلید دیگر رفتن · از شدت صدا کاستن · تعدیل کردن یا شدن · تلفیق کردن یا شدن · تنظیم کردن · سامان بخشی کردن · مدوله کردن یاشدن · وهیریدن · پیمانه بندی کردن وهیراندن · کج کردن
  • مدولاسیون کد پالس
  • ماژول مالی
  • (امواج رادیویی - تغییرات بسامد موج حامل که با چگونگی پیام ارسالی تناسب دارد) تحمیل بسامدی · مدولاسیون فرکانس · وهیرش بسامد
  • (الکترونیک) تحمیل دامنه ای · مدولاسیون دامنه · مدولاسیون دامنه (مخفف آن : am)
  • واحدهای کاری
  • (فضا نوردی - بخشی از فضا ناو امریکایی آپولو که از فضا ناو جدا شده و با دو فضا نورد بر ماه فرود آمد و بازگشت) ناو ماه پیما
اضافه کردن

ترجمه های "Modulation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه