ترجمه "Monster" به فارسی

هیولا, هیولا, غول بهترین ترجمه های "Monster" به فارسی هستند.

Monster

Monster (website)

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • هیولا

    هیولا (فیلم)

    She didn't know she had married a monster.

    او نمی دانست که با یک هیولا ازدواج کرده است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Monster " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

monster adjective verb noun دستور زبان

A terrifying and dangerous, wild or fictional creature. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • هیولا

    creature that is often hideous and may produce fear or physical harm

    She didn't know she had married a monster.

    او نمی دانست که با یک هیولا ازدواج کرده است.

  • غول

    noun

    Such a portentous and mysterious monster roused all my curiosity.

    چنان غول مهیب و اسرارآمیزی همه کنجکاوی مرا بر میانگیخت.

  • جانور

    noun

    There really was a time, then, when that monster was a maiden?

    پس این جانور روزی هم یک دوشیزه بوده است!

  • ترجمه های کمتر

    • اژدها
    • هيولا
    • هیولایی
    • دیو
    • عظیم
    • اعجوبه
    • ژنده
    • جالوت
    • ستهم
    • شبست
    • شگرف
    • وسواس
    • (هر جانور خیالی که از ترکیب چند جانور مختلف تشکیل شده باشد) هیولا
    • (هر جانور یا گیاه نابهنجاری از نظر اندازه یا ساختمان یا شکل) عجیب الخلقه
    • (پزشکی) جنین ناقص
    • آدم زشت سیرت
    • آدم نابکار
    • بازی طبیعت
    • بسیار بزرگ
    • جانور مهیب
    • رویان ناهنجار (teratism هم می گویند)
    • غول آسا
    • غول پیکر
    • ناقص الخلقه
    • هر چیز غول پیکر
    • هر چیز مهیب و غول آسا
    • پیل پیکر

تصاویر با "Monster"

عباراتی شبیه به "Monster" با ترجمه به فارسی

  • شرکت هیولاها
  • (جانور شناسی) بزمجه ی هیلا (از تیره ی Heloderma suspectum که دم کلفت و فلس های دانه مانند دارد - بومی صحراهای جنوب غربی اتازونی و مکزیک)
  • حسادت · رشک
  • هیولای اسپاگتی پرنده
  • غول گیلا · هیولای گیلا
  • هیولای اسپاگتی پرنده
اضافه کردن

ترجمه های "Monster" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه