ترجمه "Monthly" به فارسی
ماهیانه, ماهیانه, هر ماهه بهترین ترجمه های "Monthly" به فارسی هستند.
Monthly
-
ماهیانه
This is Lester Burnham from Media Monthly magazine
من لستر برنام هستم از مجله ماهیانه مدیا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Monthly " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
monthly
adjective
noun
adverb
دستور زبان
Occurring every month. [..]
-
ماهیانه
adverb adjectiveI will offer them monthly rations and housing at our Moscow estate.
من در املاک حومه مسکو مسکن و جیره ماهیانه به ایشان خواهم داد.
-
هر ماهه
adverbTo this day, I still get a monthly copy of Granny on Granny.
تا امروز من همچنان هر ماهه يک نسخه
-
ماهانه
The congregation secretary compiles the monthly and annual field service reports.
منشی جماعت گزارش موعظهٔ ماهانه و سالانه را جمعآوری و تنظیم میکند.
-
ترجمه های کمتر
- ماهنامه
- یکماهه
- (عامیانه) قاعدگی
- عادت ماهیانه ی زنان
- ماهی یکبار
- مجله ی ماهانه
- نشریه ی ماهانه
عباراتی شبیه به "Monthly" با ترجمه به فارسی
-
هنايهام یایازم
-
هنایلاس دمآرد هداد ناشن نیگنایم
-
یگتسشنزاب لماک نس ریزرگا( هناهام دمآردرايعم یور هدش نییعم دح زا رتشیب دمآرد دینکیمراک و دیشابیم)تشاذگ دهاوخ ریثأت امش یتفایرد غلبم
-
هنايهام هميب قح
اضافه کردن مثال
اضافه کردن