ترجمه "Mood" به فارسی
حال, حالت, مود بهترین ترجمه های "Mood" به فارسی هستند.
mood
noun
دستور زبان
mental or emotional state, composure [..]
-
حال
nounmental state
You're a lucky man because I'm in a good mood today.
تو مرد خوش شانسي هستي چون من امروز حال خوبي دارم.
-
حالت
nounIt seems like you're in a bad mood this morning.
به نظر می رسد که امروز صبح در حالت بدی هستی.
-
مود
mental state
Yeah, but Damon's not exactly in the mood to help right now.
آره ، ولي ديمن الان راستش خيلي توي مود کمک کردن نيست.
-
ترجمه های کمتر
- خلق
- حوصله
- وضع
- اندوه، گرفتگی
- حال و هوا
- روحیه
- خو
- وجه
- ویر
- اعراض
- (جمع) خشم
- (دستور زبان) وجه
- (منطق) ضرب
- تلون روحیات
- حالت (فکری یا احساسی یا روحی)
- خلق (روانشناسی)
- دل و دماغ
- صغرا و کبرای صادق
- فضا (داستان)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Mood " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "Mood" با ترجمه به فارسی
-
التزامی · وجه شرطی
-
تمنایی
-
امری · وجه امری
-
اختلال خلقی
-
وجه دستوری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن