ترجمه "More" به فارسی
بیشتر, بیشتر, -تر بهترین ترجمه های "More" به فارسی هستند.
More
proper
noun
The Volta-Congo language of the Mossi people, mainly spoken in part of Burkina Faso. [..]
-
بیشتر
adverbAn item on the Actions menu that displays additional actions the user can select.
Sometimes, questions rather than answers provide us with more information.
گاهی اوقات سوالات بیشتر از پاسخ ها به ما اطلاعات می دهند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " More " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
more
verb
noun
adverb
دستور زبان
comparative form of many: more many , in greater number. (for a discrete quantity) [..]
-
بیشتر
determinercomparative of much [..]
Sometimes, questions rather than answers provide us with more information.
گاهی اوقات سوالات بیشتر از پاسخ ها به ما اطلاعات می دهند.
-
-تر
adverbword to form a comparative
-
(با فعل جمع) تعداد بیشتر
-
ترجمه های کمتر
- (صفت تفضیلی much و many) بیشتر
- (پیش از صفت و قید سه هجایی یا بیشتر - صفت تفضیلی می سازد) - تر
- اضافی
- افزوده
- بازهم
- دیگر
- زیادتر
- فزون تر
- مقدار بیشتر
- میزان بیشتر
عباراتی شبیه به "More" با ترجمه به فارسی
-
خدا قوت، دست شما درد نکند، دستت درست، دستت بی بلا
-
متداول تر، پذیرفته شده تر
-
چندین بار، بارها
-
و در عين حال
-
مایا به دلیل داشتن مجموعه ابزار های فراوان خود قابلیت یادگیری ساده تری دارد در حالیکه وقتی برای اولین بار در بلندر به دنبال یادگیری مطلبی باشید ممکن است کمی سردرگم شوید
-
فاصله دار، فاصله دار تر
-
چشمگیر، قابل ملاحظه
-
خشنودتر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن