ترجمه "Muslim" به فارسی

مسلمان, مسلمانی, مسلمون بهترین ترجمه های "Muslim" به فارسی هستند.

Muslim adjective noun دستور زبان

Relating to believers of Islam. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مسلمان

    noun

    believer of Islam [..]

    Why don't you start a clothing line for Muslim chicks in beaches.

    چرا لباسهای مخصوص شنا و ساحل را برای زنان مسلمان طراحی نمیکنی.

  • مسلمانی

    adjective

    Relating to believers of Islam

    They behave towards Muslims in a way in which a Muslim would never behave towards his enemy.

    آنها طوری با مسلمانان رفتار می کنند که هیچ مسلمانی اینگونه با کافری رفتار نمی کند.

  • مسلمون

    noun

    believer of Islam

    I don't have to be Muslim to find the images beautiful, poetry moving.

    لازم نيست مسلمون باشم تا تصاويرش برام زيبا باشه ، نظمش تکان دهنده ست.

  • مسلم

    The name of Peshwa's Muslim lineage.

    نام مسلم تبار از پيشوا

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Muslim " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

muslim
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مسلمان

    noun

    A true muslim avoids wine and bad company.

    یك مسلمان واقعی از باده و باده نوشی پرهیز می كند

  • اسلامی

    adjective

    Pakistan is a Muslim country.

    پاکستان یک کشور اسلامی است.

  • وابسته به اسلام و مسلمانان

  • پیرو اسلام

تصاویر با "Muslim"

عباراتی شبیه به "Muslim" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Muslim" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه