ترجمه "NI" به فارسی

(شیمی) نشان نیکل (nickel), مخفف : ایرلند شمالی, نیکل بهترین ترجمه های "NI" به فارسی هستند.

NI abbreviation

Lower Saxony, a federal state of Germany. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (شیمی) نشان نیکل (nickel)

  • مخفف : ایرلند شمالی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " NI " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Ni noun

a hard malleable ductile silvery metallic element that is resistant to corrosion; used in alloys; occurs in pentlandite and smaltite and garnierite and millerite

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نیکل

  • سکه پنج سنتی

    noun
ni noun

(linguistics) Initialism of noun inanimate. [..]

+ اضافه کردن

"ni" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای ni در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "NI" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "NI" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه