ترجمه "Narcissus" به فارسی

نارسیسوس, نارسیس, نرگسها بهترین ترجمه های "Narcissus" به فارسی هستند.

Narcissus proper noun

(Greek mythology) A mythical youth who wasted away gazing at his reflection in a pool. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نارسیسوس

  • نارسیس

    Narcissus (mythology)

    Nobody here would ever be accused or be familiar with Narcissus.

    در اینجا کسی متهم به نارسیس بودن و یا آشنایی با نارسیس نمیشود.

  • نرگسها

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • جنس نرگس
    • گلهاي نرگس
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Narcissus " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

narcissus noun دستور زبان

Any of several bulbous flowering plants, of the genus Narcissus, having white or yellow cup- or trumpet-shaped flowers, notably the daffodil [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نرگس

    noun

    any of several bulbous flowering plants, of the genus Narcissus

    He noticed particularly in the windows nosegays of tender, white, heavily fragrant narcissus

    دستههای نرگس لطیف و سفید که در گلدانهای پر از آب جلو پنجرهها بود، به خصوص جلب توجهاش را کرد.

  • نارسیسوس

    taxonomic terms (plants)

  • نارکیسوس

  • ترجمه های کمتر

    • (اسطوره ی یونان) نارسیس (جوانی که با دیدن تصویر خود در آب عاشق خود شد و از فرط عشق ارضاناپذیر مرد)
    • (گیاه شناسی) نرگس (جنس Narcissus از خانواده ی lily)

تصاویر با "Narcissus"

عباراتی شبیه به "Narcissus" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Narcissus" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه