ترجمه "Neanderthal" به فارسی
نئاندرتال, نئاندرتال, اولیه بهترین ترجمه های "Neanderthal" به فارسی هستند.
Neanderthal
adjective
noun
دستور زبان
Of or pertaining to Homines neanderthalenses. [..]
-
نئاندرتال
which is why most of us have some Neanderthal in us.
اغلب ما کمی از اجداد نئاندرتال در خود داریم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Neanderthal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
neanderthal
adjective
noun
دستور زبان
Primitive, old-fashioned, opposed to change (in allusion to the now extinct species Homo neanderthalensis). [..]
-
نئاندرتال
And we even find it in neanderthals and animals.
ما حتی اونا رو در انسان نئاندرتال و حیوانات می یابیم.
-
اولیه
Now, we are the Neanderthal.
ما انسان های اولیه هستم.
-
بربری
-
ترجمه های کمتر
- سرکوبگر
- نئاندری
- واپسگرا
- آغازین
- ارتجاعی
- ابتدایی
- وحشی
- خشن
- (دیرین شناسی) انسان نئاندرتال (انسان دوران پلیستوسن به نام : Homo sapiens neanderthalensis)
- نئاندرتالی (Neandertal هم می نویسند)
- وابسته به انسان نئاندرتال
- وابسته به دره ی نئاندر (Neander) در آلمان
- پیشرفت نکرده
تصاویر با "Neanderthal"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن