ترجمه "Neo" به فارسی
نئو ترجمه "Neo" به فارسی است.
Neo
proper
A male given name. [..]
-
نئو
Neo (The Matrix)
They've sent new dirt on the Neo money trail.
مدارک جدیدی از رد پول نئو فرستادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Neo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
neo
noun
adjective
دستور زبان
A newcomer to science fiction; a fan who is extremely new and inexperienced with the genre; a beginner. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"neo" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای neo در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
NEO
abbreviation
Near-Earth object
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"NEO" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای NEO در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "Neo" با ترجمه به فارسی
-
نئو نوآر
-
(شیمی -ترکیب) وابسته به ترکیب قدیمی تر [neoprene] · امریکا · به روش نوین [neologism] · تازه · دینای جدید [neotropical] · زه [neolithic] · نئو · نو · نوین · وابسته به هیدروکربن که لااقل یک اتم کربن آن به چهار اتم کربن دیگر متصل باشد[neopentane] · ینگه دنیا
-
(سده ی بیستم میلادی - گرایش برخی عوامل کلیسای پروتستان به سوی اصول سنتی مسیحیت و پروتستان در واکنش نسبت به آزادی گرایی های مذهبی قرن اخیر) نوراستکیشی
-
رجوع شود به Modern Hebrew
-
نئونازی
-
نئونازیسم
-
نوهیجاننمایی
-
(زیست شناسی) داروین گرایی نوین (که گزینش طبیعی و زادشناسی را مورد تاکید قرار می دهد)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن