ترجمه "Notorious" به فارسی
بدنام, انگشت نما, بدنام بهترین ترجمه های "Notorious" به فارسی هستند.
Notorious
Notorious (1946 film)
-
بدنام
Notorious (1946 film)
Notorious thief gaining admittance pretending to be you.
دزد بدنام وانمود ميکنه که از شما اجازه ورود مي خواد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Notorious " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
notorious
adjective
دستور زبان
Widely known, especially for something bad; infamous. [..]
-
انگشت نما
adjectiveI'll be notorious, yes, feared and despised.
من انگشت نما میشوم، بله، همه از من متنفر میشوند و از من میترسند.
-
بدنام
They're also notorious for riffing off of the zeitgeist.
آنها همچنين بخاطر دستكارى كردن روح زمانه بدنام هستند.
-
معروف
adjectiveEshref was a notorious adventurer in the lower levels of Turkish politics.
اشرف ماجراجویی بنام و معروف در ردههای پایین سیاست ترکیه بود.
-
ترجمه های کمتر
- رسوا
- زبانزد
- شناسا
- کیاده
- بی آبرو
- شناخته
عباراتی شبیه به "Notorious" با ترجمه به فارسی
-
آشکارا · برسوایی · بطور آشکار · بطور انگشت نما · مشهورانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن